زندگی شادمانه

زندگی شادمانه

پایه خوش بینی بازیافته در عصر روشنگری ، چیزی بود که متفکران به پیشرفت بشری تعبیر می کردند . جرمی بنتام نوشته است : “مجموع آسایش بشری پیوسته در حال افزایش است ” ؛چه در نتیجه کشت و کار بهتر و افزایش جمعیت ، چه در نتیجه پیشرفت های آشکار عقلانی . خوش بینان قرن هجدهم میلادی این قرن را شادمانه ترین قرون عنوان کرده اند . این اندیشه رواج یافت که شادمانی نه تنها خوب است که داشتنش حق است .
با این حال ، ژان ژاک روسوی فرانسوی تقریبا معاصر بنتام ، اعتراف می کند که پیشرفت ممکن است باعث افزایش شادمانی نشود بلکه حتی می تواند از سه راه عملا آن را تضعیف کند .
نخست آن که پیشرفت مبتنی بر عواملی است ، مانند رقابت جویی ، که خود عامل نارضایتی اند . دوم آن که پیشرفت ، امیالی که همچون زیاده خواهی را بر می انگیزد و همین امیال اسباب نارضایتی اند . سوم آن که پیشرفت ، انتظاراتی به وجود می آورد ، همین میل به شادمانی که عامل تشویش و نا آرامی هستند . روسو گفته است : دربحبوحه ی این همه فلسفه ، انسانیت ، ادب و نزاکت و پند و اندرز های متعالی ، هیئت بیرونی ما فقط ظاهری سطحی و فریب کارانه دارد : شرافت بی فضیلت ، خرد بی حکمت و لذت بی شادمانی .

#_42_اندیشه_ناب
(تاملاتی درباره زندگی ، جهان و هر آن چیز دیگر )

#مارک_ورنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *