موفقیت و معنا در زندگی

موفقیت و معنا در زندگی

زندگی همان فعالیت ماست . محصول ماست . متصل بودن به زندگی ، سرآخر ، یعنی متصل بودن به تمام فعالیتهایی که در زندگی خود می کنیم . این فعالیت ها دائما شما را نو می کند. اتصال و پیوند با فعالیت یعنی این فعالیت ها را فی نفسه هدف و غایت بدانیم . نه ابزاری برای دستیابی به یک هدف _ ابزاری برای ایجاد نوعی در تغییر در ما .
اگر در تمام فعالیتهایتان فقط به محصول نهایی _مثلا تمام شدن کتاب ، تعمیر دوچرخه ، فرستادن نامه، گرفتن رتبه و مدرک در دانشگاه ، تحقق خود ایده آل _ توجه کنید ، شاید بعد از پایان کار، شادی مختصری نصیبتان شود اما معمولا دیری نمی گذرد که باید کار دیگری را آغاز کنید . می روید که سر و ته کار بعدی را هم بسرعت هم آورید ، ضمنا در درون با خودتان کلنجار می روید چون از ته دل مایل نیستید که این کار را بکنید ، فقط می خواهید قال قضیه را بکنید . و وقتی می خواهیم از شر کاری خلاص شویم با تمام وجود کار نمی کنیم ؛ دست ها و شاید بخشی از ذهن ما در حال حضور دارند اما بخشهای دیگر وجودمان معطوف آینده است . تقریبا هر وقت آرزو کنیم که از شر کاری خلاص شویم خود این آرزو آن را بدل به کاری شاق می کند .
((وقتی کودک بودیم بازی نمی کردیم که بعد تمام کنیم ، بازی می کردیم که بازی کرده باشیم و به همین دلیل از کارمان لذت می بدریم )). آیا این همان منبع جادویی نشاط کودکی نیست ؟
موفقیت یعنی اینکه در فرآیندی، عمیقا پیوند برقرار کنیم .

#پرسیدن_مهتر_از_پاسخ_دادن_است
#ریموند_مارتین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *